احکام صدقۀ فطر ونماز عید

شرح

الله متعال عبادات با عظمتي را در پايان ماه رمضان قرار داده که ايمان انسان با آنان افزايش مي يابد و عبادت ماه رمضان با آن تکميل مي شود و نعمت با آن تمام مي شود، وو اين عبادت، زکات فطر است و نماز عيد. زکات فطر را مشروع کرده تا باعث پاکي روزه دار از کارهاي بيهوده و گفتار زشت وناپسند باشد، و همچنين براي فراهم آوردن طعامي براي مساکين، و براي آن شروط و احکامي را قرار داده است. و نماز عيد را مشروع کرده به منظور نمايش قدرت مسلمانان و وحدت آنان، و اجتماع آنان.

الحمد لله الذي سهل لعباده طريق العبادة ويسر و ووفَّاهم أجورهم من خزائن جوده التي لا تحصر و سبحانه له الحمد على نعمه التي لا تحصر و وله الشكر على فضله وإحسانه وحق له أن يشكر. نشهد أنه الله لا إله إلا هو انفرد بالخلق ودبر و وكل شيء عنده بأجل مقدر و ونشهد أن سيدنا محمداً عبده ورسوله أفضل من صلى وصام و وتصدق وقام و وذكر الله واستغفر و صلى الله عليه وعلى آله الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهر. أما بعد: الله متعال می فرماید: ( قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ 58 ) [يونس: 58]

« بگو به فضل ورحمت الله – به همین چیز باید مردمان شادمان شوند و این بهتر از چیزهایی است که گرد می آورند»

ای مسلمانان! الله متعال در پايان ماه رمضان بر روزه‏داران منت نهادوانجام كارى را كه وسيله پاك گرداندن اموال آنها وكامل كننده نعمتش به ايشان است و بر آنان مقرر كرده است. با انجام آن و روزه وشب زنده‏دارى آنان را قبول مى‏كند ولغزشها وبيهوده‏گوييها ودشنام‏هايى را كه با عبادتشان در آميخته است و از بين مى‏برد ونيازمندانشان را در روزه گرفتن و باعيد فطر و زکات آن (جایزه) از گدايى كردن بى‏نياز مى‏كند. با انجام اين كار و مسلمانان دوشادوش همديگر حركت مى‏كنند وهمديگر را دوست مى‏دارند وثروتمندان ونيازمندانشان با هم يك دل مى‏شوند وبراى خشنودى الله تعالی حركت مى‏كنند.

چنانکه در حدیث شریف روایت شده: «فرض رسول اللّه صلى الله عليه وآله وسلم زكاة الفطر طهرة للصّيام من اللّغو والرَّفث وطعمة للمساكين».

(أبوداود 1609 و ابن ماجه 1827 و آلبانى در الارواء (3/332) حديث را حسن دانسته است).

«رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم زكات فطر را فرض كرد تا وسيله‏اى باشد براى پاك شدن روزه از كارهاى بيهوده ودشنام (كه با روزه آميخته‏اند) وغذايى باشد براى مستمندان». الله با اين صدقه و شادی وخوشحالى را در دل روزه‏داران مى‏اندازد و بدين گونه كه خشنودى‏اش را از آنان در اين ماه بزرگ محقق مى‏گرداند.

اين صدقه همان زكات یا صدقه فطر است. گرچه مقدار آن كم است اما نشانه‏اى بر عظمت قانون‏گذارى اسلامى وكمال آن است. بيهقي ودارقطني از ابن عمر رضی الله عنهما روايت کردهاند و که فرموده است: پيامبر صلي الله عليه وسلم زکات فطريه را فرض نمود وفرمود: «أغنوهم في هذا اليوم» »در اين روز فقيران را بينياز کنيد» زكات فطر به خاطر آن به اين اسم ناميده شده كه با افطار كردن در پايان رمضان و واجب مى‏گردد.

(فتح الباري 3/430).

پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم زكات فطر را در سال دوم هجرى - سالى كه روزه رمضان فرض شد- بر مسلمانان فرض كرد. زكات فطر بر تمامى مسلمانان مرد يا زن و كوچك يا بزرگ و آزاد يا برده و مقيم يا مسافر و در حالى كه در شب وروز عيد و بيشتر از غذاى خود وكسانى كه نفقه آنان بر او واجب است داشته باشند و فرض است. زكات فطر با دريافتن غروب آخرين روز رمضان (شب عيد فطر) واجب مى‏شود.مرد مسلمان از جانب خود واز جانب كسانى كه نفقه آنان (از مسلمانان) بر عهده‏شان واجب است (مانند: زن و فرزند نيازمند و خدمتكار ووالدين نيازمند) زكات فطر مى‏دهد. مقدار آن معادل يك صاع (در حدود دو كيلو وهفتصد گرام) از غذاى معمولى شهرى كه در آن زندگى مى‏كند و مى‏باشد؛ چون نيازمندان در روز عيد به چنين غذايى علاقمندند ومنتظر دريافت آن هستند. پس يك صاع از گندم خوب ونظير آن از حبوباتى كه در حالت اختيارى خورده مى‏شوند و داده شود.

چنانکه در حدیث روایت شده که: «فرض رسول اللَّه ﷺ زكاة الفطر و صاعاً من تمر أو صاعاً من شعير و على العبد والحرّ والذكر والأنثى والصغير والكبير و من المسلمين وأمر بها أن تؤدّى قبل خروج الناس إلى الصّلاة». متفق عليه

«رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم زكات فطر را چنين فرض كرد. يك صاع (دو كيلو وهفتصد گرم) از خرما يا يك صاع از جو و بر هر فرد مسلمان آزاد وبرده از مرد وزن و كوچك وبزرگ و ودستور داد كه قبل از رفتن مردم براى نماز (عيد فطر) پرداخت شود».

اگر مسلمان بيشتر از آن هم زكات فطر بدهد و براى او صدقه به شمار مى‏آيد وبه او پاداش فزونترى داده مى‏شود. (الفقه الإسلامي وأدلته. وهبه الزحيلي 1/142).

پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم چهار نوع از غذاها را براى دادن زكات نام برده است: ابوسعيد خدرى رضی الله عنه میفرمايد: ما يك صاع خوراكى يا يك صاع جو و يا يك صاع خرما و يا يك صاع كشك يا يك صاع كشمش و به عنوان زكات فطر مى‏داديم. (متفق عليه) پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم زمان پرداخت آن را مشخص كرده است و انسان مسلمان بايد بعد از طلوع فجر صادق (بعد از نماز صبح) در روز عيد وپيش از رفتن مردم براى نماز عيد و زكات فطر را پرداخت كند. اين وقت براى دادن زكات مستحب وپسنديده است. (چون روز عيد است ومستمندان با دريافت آن در اين روز در شادى وسرور با ديگران شريك مى‏شوند) و اما پرداخت زكات فطر در طول ماه رمضان وپيش انداختن آن و يك يا دو روز يا بيشتر مانده به عيد فطر و جايز است و ولى به تأخير انداختن آن از نماز عيد مكروه است و مگر كسى كه عذر داشته باشد و مانند غايب بودن مستمند ونظير آنها. تأخير پرداخت زكات فطر به خاطر آن مكروه است كه در تأخير آن هدفى كه از دادن زكات - كه خوشحال كردن مستمند وبى‏نياز گرداندن او از گدايى كردن در روز عيد است - از بين مى‏رود.

آری! روزه داران دراین یک ماه بجنگ نفس شتافته و وبا روزه داری درس صبرومقاومت را آموختند روزه به انسان روزه دارمی آموزد که گرسنگی و تشنگی وایستادن ومقابله با خواسته های نفسانی مشکل ودشوار هست ولی انسان میتواند در مقابل سختی ها ایستادگی نماید. روزه به روزه داران وانسانها هشدار می دهد فقر وگرسنگی که انسانهای دیگررا رنج وعذاب می دهد و باید از آن مشقت وسختی ها مطلع گردد وروزه دار در هنگام گرسنگی وسختی خودرا شریک رنج فقرا بدانند. از سوی دیگر وقتی روزه داران با موفقیت از امتحان بیرون آمده اند بخاطر این پیروزی از این روز تجلیل میگردد واین جشن پیروزی در فرهنگ اسلام بنام عید فطر یاد شده است که یکی از اعیاد مهم مسلمانان به شمار می آید.

نماز عيد سنت موكده است وبرخي از علماء قائل به وجوب آن هستند. مستحب است كه نماز عيد در عيدگاه خوانده شود چنانكه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در عيدگاه نماز مي خواندند و ولي اگر ضرورتي يا عذري باشد مي توان در مسجد خواند.

نماز عيد از شعائر دين اسلام است شايسته است كه زن ومرد مسلمان جهت اداي آن در جماعت شركت كنند. حضرت ام عطيه رضي الله عنها مي فرمايد: (أمرنا أن نخرج العواتق وذوات الخدور) متفق علیه «به ما امر شد كه در روز عيد دختران بالغ وآنهاي كه در خانه هايشان پرده نشين هستند با خود به عيدگاه بيرون ببريم».

اما وقت نماز عيد و آنچه از يزيد بن خمير رحبي روايت است که : عبدالله بن بسر صحابي پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم روز عيد فطر يا قربان با مردم خارج شد و تأخير امام را ناپسند دانست وفرمود: (إنا کنا قد فرغنا ساعتنا هذه و وذلک حين التسبيح) روایت اصحاب سنن «ما (زماني که با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نماز عيد ميخوانديم) در اين لحظه از نماز فارغ شده بوديم وآن وقت نماز و اشراق بود».

نماز عيد دو رکعت است و ودر آن دوازده تکبير گفته ميشود؛ هفت تکبير در رکعت اول بعد از تکبيرة الإحرام وقبل از قرائت فاتحه وپنج تکبير در رکعت دوم قبل از قرائت فاتحه: از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است : (أن رسول الله صلى الله علیه وسلم کبر في العيدين سبعا في الأولي وخمسا في الآخرة) روایت ابن ماجه «پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در نمازهاي دو عيد هفت تکبير در رکعت اول وپنج تکبير در رکعت دوم گفت».

در مورد قرائت در نماز عيد از نعمان بن بشير رضی الله عنه روايت است: (أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم کان يقرأ في العيدين وفي الجمعة بسبح اسم ربک الأعلي و وهل أتاک حديث الغاشية) روایت اصحاب سنن «پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در نماز دو عيد ونماز جمعه سورههاي «سبح اسم ربک الأعلي» و«هل أتاک حديث الغاشيه» را ميخواند».

بارك الله لي ولكم في القرآن العظيم ونفعني وإياكم بما فيه من الآيات والذكر الحكيم. أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين انه هو الغفور الرحيم.

الحمد لله حمدا يليق بجلال وجهه وعظيم سلطانه و وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و وأشهد أن محمدا عبد الله ورسوله و صلوات الله سلامه عليه وعلى آله وأصحابه ومن سار على نهجه إلى يوم الدين وبعد:

مسلمانان! سنت است خطبه بعد از نماز عيد خوانده شود چنانکه از ابن عباس رضی الله عنه روايت است: (شهدت العيد مع رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وأبي بکر وعمر وعثمان رضی الله عنهم فکلهم کانوا يصلون قبل الخطبة) متفق علیه

«با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و ابوبکر و عمر وعثمان رضی الله عنهم نماز عيد خواندم و همه آنها قبل از خطبه نماز ميخواندند». نماز (سنت) قبل وبعد از نماز عيد جایز نیست از ابن عباس رضی الله عنه روايت است :

(أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم صلّي يوم الفطر رکعتين و لم يصل قبلها ولابعدها) متفق علیه

«پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم روز عيد فطر دو رکعت نماز خواند قبل وبعد از آن نماز ديگري نخواند». وآنچه در روز عيد مستحب است:

1- غسل: از علي رضی الله عنه روايت است که درباره غسل از او سؤال شد فرمود: (يوم الجمعة و ويوم عرفة و ويوم الفطر و ويوم الأضحي) اصحاب سنن

«روز جمعه و روز عرفه و روز عيد فطر و روز عيد قربان غسل واجب است».

2- پوشيدن بهترين لباس و از ابن عباس رضی الله عنهما روايت است که: «کان رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يلبس يوم العيد بردة حمراء» روایت طبرانی «پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم روز عيد جامهاي سرخ رنگ ميپوشيد».

3- خوردن در روز عيد فطر قبل از خروج براي نماز : از انس رضی الله عنه روايت است: «کان رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم لا يغدو ويوم الفطر حتي يأکل تمرات» سنن ترمذی «پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم صبح روز عيد فطر تا چند خرما نميخورد (به نماز) نميرفت».

4- تغيير مسير رفت وبرگشت: از جابر رضی الله عنه روايت است: «کان النبي صلى الله عليه وآله وسلم إذا کان يوم عيد خالف الطريق» صحیح بخاری/986

«پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم روز عيد از راهي غير از راه رفتن برميگشت».

6- تکبير در روزهاي عيد: الله متعال ميفرمايد ( وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 185 ) [البقرة: 185]

«و تا تعداد (روزهاي رمضان) را کامل گردانيد وبخاطر اينکه الله شما را هدايت کرده و الله اکبر بگوييد وتا اينکه سپاسگذاري کنيد». تکبير در روز عيد فطر از هنگام رفتن به مصلي شروع ميشود وتا خواندن نماز ادامه مييابد ابن ابيشيبه رحمه الله می فرماید: يزيد بن هارون از ابن ابي ذئب از زهري روايت ميکند که:

«أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم کان يخرج يوم الفطر فيکبر حتی يأتي المصلی و وحتي يقضي الصلاة و فإذا قضی الصلاة قطع التکبير) اصحاب سنن

«پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم روز عيد فطر تکبيرگويان به مصلي ميآمد تا اينکه نماز را تمام ميکرد وپس از اتمام نماز تکبير را قطع ميکرد».

بيهقي از طريق عبدالله بن عمر از نافع از عبدالله بن عمر روايت کرده است که: «أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم کان يخرج في العيدين مع الفضل بن عباس وعبدالله بن عباس وعلي وجعفر والحسن والحسين وأسامة بن زيد و وزيد بن حارثه وأيمن بن أم أيمن رضی الله عنهم رافعا صوته بالتهليل والتکبير و فيأخذ طريق الحذائين حتي يأتي المصلي و وإذا فرغ رجع علي الحذائين حتي يأتي منزله» «پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم براي نماز دو عيد با فضل بن عباس و عبدالله بن عباس و علي و جعفر و حسن و حسين و اسامه بن زيد و زيد بن حارثه و ايمن ابن ام ايمن رضی الله عنهم خارج ميشد وبا صداي بلند لا إله إلا الله والله أکبر ميگفت واز راه حذائين (مسير کفاشان) به مصلي ميرفت وبعد از خواندن نماز از بالاي حذائين (از راهي ديگر) به خانهاش برميگشت». واصحابشان همچون ابن عمر رضی الله عنهما وابی امامه رضی الله عنه صدای خود را در این تکبیر بالا میبردند.البیهقی/ صحیح 3/276. اما الفاظ تکبیرعید از این قرار است: «الله اکبر الله اکبر و لا إله إلا الله و والله اکبر الله اکبر و ولله الحمد» یا «الله اکبر الله اکبرالله اکبر و لا إله إلا الله و والله اکبر و ولله الحمد». به روایت ابن ابی شیبه.

عباد الله! صلوا وسلموا على من أمرتم بالصلاة والسلام عليه في قوله سبحانه: ) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 56 ) [الأحزاب: 56]

اللهم صلِّ وسلِّم على عبدك ورسولك محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين و والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين وارْضَ اللهمَّ عن خلفاء نبيك الرّاشدين الأئمة الهداة المهديين ذوي القدر العلي والفخر الجلي ساداتنا وأئمتنا أبي بكر وعمر وعثمان وعلي وارض اللهم عن السبطين الشهيدين سيدا شباب أهل الجنة وقرتا أعين أهل السنة الإمام أبي محمد الحسن والإمام أبي عبدالله الحسين وعن أمهما فاطمة الزهرا وعن جدتهما خديجة الكبرى وعن الصديقة بنت الصديق عائشة أم المؤمنين وعن سائر أزواج نبيك الطاهرات وعن سائر آل بيت النبي المطهرين من الدنس والأرجاس وعن عمي النبي الكريم حمزة والعباس وعن من تبعهم بإحسان الى يوم الدين.»

“اللهم أعز الإسلام والمسلمين و وأذل الشرك والمشركين و ودمر أعداء الدين و واجعل اللهم هذا البلد آمناً مطمئناً وسائرَ بلاد المسلمين .”

“ اللهم أعز الإسلام والمسلمين و وأذل الشرك والمشركين و ودمِّر أعداء الدين و اللهم انصر من نصر الدين و اللهم انصر دينك وكتابك وسُنَّة نبيِّك - صلى الله عليه وسلم.”

“اللهم انصر إخواننا المسلمين في كل مكان يا حي يا قَيُّوم و اللهم انصرهم نصرًا مؤزَّرًا و وأيدهم بتأييدك و واحفظهم بحفظك يا حي يا قيوم يا ذا الجلال والإكرام.”

“اللهم آمنَّا في أوطاننا و وأصلح أئمتنا و وولاة أمورنا و واجعل ولايتنا فيمن خافك اتقاك و واتبع رضاك يا رب العالمين و اللهم أَبرِم لهذه الأمة أمرَ رشدٍ يَعزُّ فيه أهل طاعتك و ويُذلّ فيه أهل معصيتك و ويُؤمر فيه بالمعروف و ويُنهى فيه عن المنكر؛ إنك على كل شيء قدير.”