ذكر الله متعال

شرح

ياد الله متعال براي قلب همانند آب براي ماهي است، چگونه ماهي مي تواند آب را ترک کند؟ دين اسلام به ارتباط هر فرد مسلمان با پروردگارش تاکيد مي کند؛ تا وجودش را زنده گرداند، و قلبش را پاکيزه گرداند، و از وي کمک و توفيق بطلبد؛ و بدين خاطر قرآن و سنت پيامبر تشويق به زياد ذکر کردن الله متعال کرده اند، و براي هر وقت، ذکري را قرار داده اند

الحمد لله القائل في كتابه الكريم و ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا 41 وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا 42 ) [الأحزاب:41 - 42]

وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له. وعد الذاكرين الله كثيراً والذاكرات أجراً عظيماً وثواباً جزيلا. وأشهد أن محمداً عبده ورسوله. كان يذكر الله على كل أحيانه بجوارحه وبقلبه ولسانه و ويحث على ذكر الله تعظيماً لشأنه. صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه وأعوانه. وسلم تسليماً كثيراً. اما بعد:

الله جل جلاله میفرماید: ( الَّذِينَ آَمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ 28 ) [الرعد: 28]«كسانى كه ايمان آورده‏اند ودل‏هايشان به ياد الله است و بدانيد تنها با ياد الله دل‏ها آرام مى‏گيرد».

برادران وخواهران مسلمان! از ديدگاه اسلام هيچ چيز به اندازه ذکر وياد الله و داراي ارزش واهميت نيست و بلکه همه امور ديگر براي توجه انسان به الله است. قرآن کريم با توجه به آثار حيات بخش ياد الله و در موارد فراواني مؤمنان را به ياد الله فرا خوانده وبه مداومت آن امر فرموده است تا مؤمنان با آن آب حيات و دلهاي خويش را سيراب واز آثار پر خير وبرکت آن برخوردار گردند.

ذكر وياد الله آثار سازنده روحى واخلاقى فراوانى دارد كه ياد متقابل الله از بنده و روشنى دل و آرامش قلب و ترس از(نافرمانى) الله و بصيرت وشناخت شيطان و بخشش گناهان و وعلم وحكمت از جمله آنهاست.

ذکر الله يكى از زيباترين جلوه هاى ارتباط با پروردگار واساسى‏ترين راه‏هاى سير وسلوك است؛ يعنى مترنم بودن زبان وقلب انسان به اسمای حسناى الهى وشاداب نگه داشتن گل روح در زير باران ياد حق.

ذكر الله و از يادبردن هستى محدود خويش در رهگذر ياد اسماى الهى است وتداوم واستمرار آن زنگار گناهان را از روى دل مى‏زدايد؛ زيرا غفلت وفراموشى حق تعالى و ساحت دل را مكدر مى‏كند.

از اينجاست كه يكى از رسالتهاى پیامبران وكتابهاى آسمانى و برطرف نمودن اين كدورت وتاريكى است وبه همين علت یکی از نامهای قرآن کریم ذکر می باشد كه موجب يادآورى الله متعال مىباشد؛ بنابراين ياد الله انسان را از پستی ماديت به اوج معنويت مىرساند واميد را در انسان زنده مى‏كند ويأس ونااميدى را كه از تنگناهاى زندگى مادى ومعادلات بشرى ناشى مى‏گردد و برطرف مى‏كند. از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم توصیه می نمایند: "لاَ يَزَالُ لِسَانُكَ رَطْباً مِنْ ذِكْرِ الله" (الترمذي 5/458 و وابن ماجه 2/1246 ونگا: صحيح الترمذي 3/139 و وصحيح ابن ماجه 2/317). یعنی « هميشه زبانت به ذکر الله تر باشد» ذكر الله آثار وثمرات اعجاب‏آور وبا شكوهى دارد كه هريك از آنها در سازندگى روحى واخلاقى انسان تإثير به سزايى دارد.

اولين اثر ذکر الله اين است كه الله متعال نيز انسان را ياد مى‏كند:

( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ152)[البقرة: 152]

«پس ياد کنيد مرا تا ياد کنم شما را وشکر کنيد مرا ونا شکري من نکنيد» . وپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «يَقُولُ اللهُ تَعَالَى: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي و وَأَنَا مَعَهُ إِذَا ذَكَرَنِي و فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي و وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلأٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلأٍ خَيْرٍ مِنْهُمْ و وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَىَّ شِبْرَاً تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعَاً و وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ ذِرَاعَاً تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ بَاعَاً و وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً» متفق علیه.

الله متعال مي فرمايد: «من نزد گمان بنده ام نسبت به خودم مي باشم و وهرگاه ذکر مرا کند من با او هستم و واگر مرا در دلش ذکر کند من اورا نزد خودم ذکر مي کنم واگر مرا در گروهي ذکر کند و من او را در گروهي بهتر از آن گروه ذکر مي کنم – وهرگاه يک وجب به من نزديک شود و يک گز [ دست انسان از سر انگشتان تا آرنج] به او نزديک مي شوم و واگر يک گز به من نزديک گردد و يک بازو [ اندازه از سر انگشتان دست راست تا سر انگشتان دست چپ وقتي که دستها را افقي بطرفين باز کنند] به او نزديک مي گردم و واگر با را ه رفتن به سوي من آيد و من شتابان به سوي او مي روم». ذکر الله سبب آرامش دل وسكون قلب بنده مومن می شود و همان آرامش واطمينان گمشده انسان امروزي که در آرزوي به دست آوردن آن ميباشد وقرآن کريم راه رسيدن به آرامش را به بشر معرفي نموده میفرماید:

( الَّذِينَ آَمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ 28 ) [الرعد: 28]

«كسانى كه ايمان آورده‏اند ودل‏هايشان به ياد الله است و بدانيد تنها با ياد الله دل‏ها آرام مى‏گيرد».

آری ! ياد الله داروى معنوى اضطراب وافسردگى است كه از نظر روانشناسى علل آن ترس و آينده مبهم و نگرانى از شكست خوردن و ترس از بيماريها ونگرانى از عوامل طبيعى مى‏باشد. گذشته از مسأله بيمارى اضطراب و آرامش طلبى در فطرت انسان ريشه دارد ودر سرشت انسانها حس آرامش جويى نهفته است وبسيارى از فعاليتهاى آدمى در حقيقت پاسخ به نداى الهى فطرت است.

وقتى به زندگى خود وبسيارى از افراد نظر مى‏كنيم و مى‏بينيم هدف بسيارى از كارهاى ما دست‏يابى به گوهر گرانبهاى آرامش است؛ يعنى انسانها در طول زندگى خود تلاش مى‏كنند تا به آرامش خاطر وطمأنينه نايل شوند. در اين ديدگاه بين انسانها اشتراك نظر وجود دارد و ولى اختلاف نظر در تعيين وتشخيص چيزهايى است كه به زندگى آرامش مى‏بخشد.

بسيارند كسانى كه اين گوهر نفيس را در گرو ثروت اندوزى ورفاه مادى مى‏دانند وآرامش گم شده خود را در آن مى‏جويند وبه قول خودشان و بار خود را مى‏بندند تا براى عمرى و خيال آسوده وآرامش خاطر داشته باشند؛ گروهى نيز آرامش را در كسب مقام وشهرت مى‏بينند وبراى آن خود را به آب وآتش مى‏زنند؛ گروهى -به اشتباه- آرامش را در پناه بردن به دامن «اعتياد» مى‏بينند تا دمى آرامش وتسكين يابند كه اين آرامش كاذب است.

ولى قرآن مجيد تنها نسخه شفابخش اضطراب را ياد الله مى‏داند وتنها پاسخ نداى فطرت را و ذكر الله مى‏بيند. ذکر الله زمينه رستگاري انسان را فراهم ميسازد چنانکه الله میفرماید:

( وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 10) [الجمعة: 10]«الله تعالي را بسيار ياد کنيد و باشد که رستگار شويد».

آنان که به ياد الله هستند از وسوسههاي شيطان متأثر نميشوند وياد الله سلاحي است که از آنها در برابر شيطان محافظت مينمايد. چنانکه الله متعال میفرماید:

( إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ 201 ) [الأعراف: 201]

«پرهيزگاران هنگامي که گرفتار وسوسههاي شيطان شوند و به ياد الله وپاداش وکيفر او ميافتند؛ و(در پرتو ياد او و راه حق را ميبيند و) ناگهان بينا ميشوند».

با توجه به اهميت «ذکر الهي» ونقش سازنده آن در پيشرفت معنوي انسانهاي مؤمن و الله مؤمنان را از توجه به اموري که انسان را از ياد الله باز ميدارد بر حذر ميدارد:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ 9 ) [المنافقون: 9]

«اي کساني که ايمان آوردهايد و اموال واولادتان شما را از ياد الله باز ندارد وهر کس چنين کند از زيانکاران است».

بديهي است توجه به مال وزندگي دنيوي در صورتي نهي شده است که انسان را از ياد الله باز دارد وبه عبارت ديگر؛ هدف انسان در زندگي توجه به آنها باشد ولي در صورتي که انسان مراقب نفس خويش باشد واز اينها به عنوان وسيله براي رسيدن به سعادت ابدي استفاده کند و نه تنها مذموم نيست بلکه سفارش هم شده است. پس اموال واولاد تا آنجا که از آنها در راه الله وبراي نيل به حيات طيبه کمک گرفته شود و از مواهب الهي هستند ومطلوب ميباشد اما اگر علاقه افراطي به آنها سدي در ميان انسان والله ايجاد کند و بزرگترين بلا محسوب ميشود وخسراني بزرگ است که در آيه شريفه به همين معنا اشاره شده است. تعبير به «خاسرون» به خاطر اين است که حب دنيا چنان انسان را سرگرم ميکند که سرمايههاي وجودي خويش را در راه لذت ناپايدار واوهام وپندارها صرف ميکند وبا دست خالي از دنيا ميرود در حالي که با داشتن سرمايههاي بزرگ براي زندگي جاودانهاش کاري نکرده است.

بارك الله لي ولكم في القرآن العظيم ونفعني وإياكم بما فيه من الآيات والذكر الحكيم.أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين انه هو الغفور الرحيم.

الحمد لله حمدا يليق بجلال وجهه وعظيم سلطانه و وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و وأشهد أن محمدا عبد الله ورسوله و صلوات الله سلامه عليه وعلى آله وأصحابه ومن سار على نهجه إلى يوم الدين وبعد:

برادران وخواهران مومن! همانگونه كه «ذكر الهي» منشأ آثار وبركات فراواني است و دوري از ياد الله نيز پيامدهايي را به دنبال دارد از جمله خودفراموشي طوریکه در آیه کریمه به آن اشاره شده است:

( وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ) [الحشر: 19]«مانند كساني كه الله را فراموش كردند نباشيد كه الله نيز آنها را به خود فراموشي دچار ساخت». در حقيقت فراموشي الله تعالي و ترك شكروذكر الهي است ونيزترك طاعت در بندگي راهم به همراه دارد» و زيرا از يكسو فراموشي پروردگار سبب مي شود كه انسان در لذات مادي وشهواني فرو رود وهدف آفرينش خود را به فراموشي بسپارد بنابراين از توشه اندوختن براي فرداي قيامت غافل بماند.

از سوي ديگر فراموشي الله تعالي و همراه با فراموش كردن صفات پاك اوست –كه الله تعالي هستي مطلق وعلم بي پايان وغناي بي انتهاست وهرچه غيراز اوست وابسته ونيازمند به ذات پاكش مي باشد -همين امر سبب مي شود كه انسان خود را مستقل وغني وبي نياز بشمارد وبر نفس خود اعتماد كند و با اينكه بايد به پروردگارش اعتماد نموده واز اوبيمناك وبه او اميدوار باشد.

وهمه اينها عامل اصلي فسق وفجوراست بلكه اين و خود فراموشي و مصداق خروج از طاعت الله متعال است. وهرگاه مسلمان از الله دور گردد شیطان همراه وقرین وی میگردد

چنانکه الله متعال میفرماید: ( وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ 36 ) [الزخرف: 36]

«و هر كس از ياد الله رويگردان شود شيطاني براي او مي گماريم تا همنشين او شود». يکي ديگر از عوامل و روي گرداني از ذکر الله و همنشینی با شیطان است. و به اين دليل که آنها در دنيا و چشم دلشان را به حقايق بسته بودند وبر اساس آن و الله را فراموش نموده بودند و الله نيز در قيامت آنها را مورد فراموشي قرار داده و بينايي آنها را ميگيرد و طوریکه الله متعال میفرماید:

( وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى 124 ) [طه: 124]

« وهر كس از ياد من رويگردان شود و زندگي (سخت) وتنگ خواهد داشت وروز قيامت او را كور وارد محشر مي كنم». زمانيکه اين افراد اعتراض ميکنند ما در دنيا و بينا بوديم و (قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا 125 ) [طه: 125]

« پروردگارا ! چرا مرا نابینا برانگیخته ای؟ در حالیکه یقینا من پیش از این بینا بوده ام» جواب ميشنوند: ( قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آَيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى 126 ) [طه: 126]

« می گوید: همین است و آیات من به تو رسید وتو آنها را نادیده گرفتی و همان گونه هم تو امروز نادیده گرفته می شوی.» وپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «مَثَلُ الَّذي يَذْكُرُ رَبَّهُ وَالَّذي لاَ يَذْكُرُ رَبَّهُ مَثَلُ الحَيِّ وَالَميِّتِ» صحیح بخاري «صفت کسي که ذکر پروردگارش را مي کند وآنکه ذکر پروردگارش را نمي کند و همانند زنده ومرده است». انساني که در تمامي لحظات زندگي به ياد ذات پاکي است که سرچشمه تمام خوبيها ونيکها ميباشد وبه اين وسيله روح وجان خود را پاک وروشن ميسازد و الله نيز در تمامي مراحل زندگي ودر اوج مشکلات وسختيها او را تنها نميگذارد.

چنانکه رسول اکرمش صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است: «أَلاَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرِ أَعْمَالِكُمْ و وَأَزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ و وَأَرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ و وَخَيْرٍ لَكُمْ مِنْ إِنْفَاقِ الذَّهَبِ وَالْوَرِقِ و وَخَيْرٍ لَكُمْ مِنْ أَنْ تَلْقَوْا عَدُوَّكُمْ فَتَضْرِبُوا أَعْنَاقَهُمْ وَيَضْرِبُوا أَعْنَاقَكُمْ؟ قَالُوا بَلَى. قَالَ: ذِكْرُ اللهِ تَعَالَى» (الترمذي 5/459 و وابن ماجه 2/1245 ونگا: صحيح ابن ماجه 2/316 وصحيح الترمذي 3/139.)

«آيا شما را خبر ندهم به بهترين وپاکترين کردار تان نزد مالکتان (الله)؟ اعمالي که درجۀ شما را بالا مي برد براي تان بهتر است از انفاق طلا ونقره واز در گيري با دشمنتان تا جائيکه گردنشان را بزنيد وگردنتان را بزنيد! گفتند: آري و فرمود: « ذکر الله تعالي».

آرى! ذكر الله از بزرگترين عبادات وبهترين حسنات است ودر برابر تهاجم وسوسه هاى نفس ونفوذ شيطان به انسان مصونيّت مى بخشد. پرده هاى خودخواهى وغرور راكه بزرگترين دشمن سعادت انسان است مى درد و او را از خواب غفلت بيدار مى كند واز خطراتى كه سعادت وى را تهديد مى كند آگاه مى سازد. ذكر الله مانند دانه هاى حياتبخش باران است كه بر سرزمين روح وقلب انسان مى بارد وانواع بذرهاى فضيلت وتقوا را شكوفا وبارور مى سازد و وهر اندازه درباره اهمّيّت اين عبادت سخن گفته شود باز هم كم است.

ذكر مقامي بسيار بلند دارد وداراي مراتب ودرجاتي است؛ اولين مرتبه آن و «ذكر لفظي وزباني» است ومراد از «ذكر لفظي» تنهاجنباندن زبان نمي باشد چراكه اگر توجه به معناي الفاظ نباشد و هيچ ارزشي ندارد وبرای مثال گاه انسان افرادي را مي بيند كه در حالیكه با زبان مشغول «ذكر الله» هستند و در عمل مرتكب گناه ومعصيتي مي شوند! وحال آنكه ذكر حقيقي و انسان را از گناه بازمي دارد.

مرتبه دوم؛ ذكر قلبي است يعني توجه به الله از دل انسان بجوشد وبه زبان جاري شود و

مرتبه سوم؛ ياد كردن الله در تمامي احوال است واينكه انسان حتي يك لحظه هم از ياد الله غافل نباشد ودر تمامي اوقات الله را حاضر وناظر بر اعمال خويش بداند. البته ياد الله متعال فقط ذکر زباني نيست بلکه شامل قرآن خواندن و ادای نماز نافله و درود فرستادن بر پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم و خواندن دعا های ماثور در موارد مختلف ویاد عظمت الله در مجالس نیز می باشد؛ چنانکه آنحضرت صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:

«مَا جَلَسَ قَوْمٌ مَجْلِسَاً لَمْ يَذْكُرُوا اللهَ فِيهِ و وَلَمْ يُصَلُّوا عَلَى نَبِيِّهِمْ إِلاَّ كَانَ عَلَيْهِمْ تِرَةٌ و فَإِنْ شَاءَ عَذَّبَهُمْ وَإِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُمْ» (الترمذي و ونگا: صحيح الترمذي 3/140. )

«هر آن گروهي که در مجلسي بنشينند ودر آن ذکر الله نکنند و وبر پيامبر شان صلوات نفرستند و برايشان باعث افسوس است و واگر الله بخواهد عذابشان مي دهد و واگر بخواهد آنان را مي آمرزند». همچنان مجالس باید با خواندن دعای کفاره مجلس خاتمه یابد از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

«هر کس در مجلسی بنشیند وسخنش در آن بسيار شود – سخنی که از آن خير آخرت متصور نيست – وقبل از آن که از آن مجلس برخیزد و بگوید: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمّ وَبِحَمْدِكَ أشْهَدُ أنْ لاَّ إِلَهَ إلاَّ أنْتَ أسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إلَيْكَ»= «بارالها! پاک ومنزه تویی وبه سپاس وستایش تو میپردازم و شهادت میدهم که جز تو پروردگاری نیست و از تو آمرزش میطلبم وبه درگاه تو و توبه مینمایم» تمام اشتباهاتی که در آن مجلس از او صادر شده است و بخشیده میشود». روایت ترمذی وابن ماجه.

عباد الله! صلوا وسلموا على من أمرتم بالصلاة والسلام عليه في قوله سبحانه: ) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 56 ) [الأحزاب: 56]

اللهم صلِّ وسلِّم على عبدك ورسولك محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين و والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين.اللهم ارضَ عن الصحابة الأخيار و وآل البيت الأبرار و اللهم إنا نشهدك حب نبيك و وأهل بيت نبيك و وأصحاب نبيك و ومن سار على نهج نبيك صلى الله عليه وآله وسلم.اللهم وفقنا لِمَا تحب وترضى و اللهم انصر الإسلام والمسلمين و ودمر أعداءك أعداء الدين. اللهم اغفر لنا ولآبائنا وأمهاتنا وجميع المسلمين الأحياء منهم والميتين و برحمتك يا أرحم الراحمين و اللهم آتِ نفوسنا تقوها وزكها أنت خير من زكاها و أنت وليها ومولاها و ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار.عباد الله! إن الله يأمر بالعدل والإحسان وإيتاء ذي القربى و وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي و يعظكم لعلكم تذكرون.