شرح

دعوت به سوي الله عزوجل از برجسته ترين جنبه هاي داستان هاي پيامبران مي باشد. و اين دعوت منهجي واضح دارد که در آن شکي نيست. از آن جمله: علم داشتن به آنچه بدان دعوت مي کند، عمل به آن، پرداختن به مهم تر قبل از مهم، اخلاق نيکو داشتن و حکمت در دعوت

الحمد لله منزل الكتاب و هدى وذكرى لأولي الألباب و والصلاة والسلام على نبينا محمد المفضل على البشر بجوامع الخطاب و وعلى آله المطهرين والأصحاب.

وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و وأشهد أن محمداً عبده ورسوله شهادة تنجي صاحبها يوم الحساب.

( يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا 1 ) [النساء: 1]

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ 102 ) [آل عمران: 102]

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا70 يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا 71 ) [الأحزاب:70 - 71]

أما بعد:

برادران وخواهران عزیز: دعوت انبياء وسيله نجات بشريت از ميكروبها وآلودگيهاي شرك وبت پرستی و وپاكسازي جامعه از آلودگي وعفونتهاي فساد وانحلال اخلاقي و وهرج ومرج وبي نظمي و... بود. قرآن كريم در اين زمينه ميفرمايد: ( كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ 213 ) [البقرة: 213]

(مردم يك امت بودند پس الله پيامبران را مژده دهنده وبيم دهنده فرستاد وبا ايشان كتابي بحق نازل فرمود تا اينكه آن كتاب بين مردم در آنچه اختلاف دارند حكم كند واختلاف در آن كتاب نكردند مگر آنان كه كتاب (الله) به آنان داده شده بود بعد از آنكه دليلهاي روشن بر ايشان آمد واختلاف آنها در كتاب نتيجه سركشي وتجاوز وستم بين خودشان بود پس الله مؤمنين را بسوي حقي كه در آن اختلاف داشتند هدايت ورهنمون كرد به اذن وارادهي خود والله هر كس را كه (خود) بخواهد به راه راست ودرست هدايت ميكند.)

اين آيه كريمه اشاره به اين واقعيت دارد كه انسانها در ابتدا بر هدايت ودين حق بودهاند و بعدها اختلاف وچند دستگي در ميان آنها بروز كرد وبا هم به نزاع وکشمکش برخاستند ودر روي زمين فساد به راه انداختند و واز راه درست ومستقيم منحرف شدند و در نتيجه الله از ميان آنها پيغمبران را – به عنوان بشارت دهنده وبيم دهنده - مبعوث نمود.

از حضرت عبدالله ابن عباس روايت شده كه «فاصلهي زماني ميان حضرت آدم ونوح ده قرن بود ودر اين فاصله انسانها بر حق بودند» تا اينكه اختلاف وانحراف ميان آنها بروز كرد الله حضرت نوح وساير انبياي بعد از او و را به منظور باز گردانيدن بشريت به جاده حق وصواب مبعوث نمود.

الله باري تعالي  كه اصدق القائلين است هدف از بعثت پيغمبران گرامي را بيان كرده مي فرمايد: ( رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا165 ) [النساء: 165]

(پيغمبران نويد دهندگان وترسانندگانند تا براي مردم بر الله حجت وبهانهاي بعد از (ارسال) پيغمبران نباشد والله است عزتمند حكيم.

چنانكه الله هر رسولي را به عنوان نجات دهنده قومش از تاريكی ناداني وگمراهي قرار داده ومي فرمايد: ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآَيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ 5 ) [إبراهيم: 5]

(و همانا فرستاديم ومبعوث كرديم موسي را با آيه هاي خود و كه بيرون آور قومت را از تاريكی (شرك وگمراهي) بسوي نور (هدايت وتوحيد) ويادآوريشان كن به روزهاي الله (نعمتهاي الله يا وقايع ورخدادهاي زمانه) همانا كه در اين است نشانههايي براي هر شكيباي سپاسگزار.)

در اینجا مهمترين شاخص دعوت انبيا و وخصايص وويژگيهاي آنرا خدمت شما عزیزان بیان می کنیم باشد که چراغی بر فراز راه دعوتگران باشد.

دعوت انبياء رباني است و يعني به وحي وتكليف الله متكي مي باشد.

انبياء بر رسالت خويش مزدي نمي طلبند بلكه مزد واجر خود را از الله مي خواهند.

اخلاص دين براي الله ودعوت به پرستش او يكي ديگر از ويژگيهاي دعوت انبياء است.

دعوت آنان در اوج سادگي وبساطت بوده وهيچ تكلف وتعقيدي در آن وجود ندارد.

هدف وغايت در دعوت انبياي كرام واضح وروشن است.

زهد در دنيا وتفضيل آخرت بر دنيا يكي ديگر از ويژگيهاي دعوت انبياء است.

تأكيد بر عقيدۀ توحيدي وتشديد در امر ايمان به غيب يكي ديگر از امتيازات دعوت انبياء است.

اين است مهمترين ويژگي هاي دعوت انبياي كرام كه اينك هر يك از اين ويژگيها را به اختصار توضيح مي دهيم ودر اين راستا از الله متعال استعانت مي جويم.

امتياز اول: رباني بودن دعوت انبياء:

مقصود از اين جمله اين است كه منشاء ومصدر اين دعوت وحي الله عزوجل ميباشد و بنابراين و اين دعوت برخاسته ونشأت گرفته از وجود پيغمبران نيست و ونتيجهي شرايط وعوامل اجتماعي زمان آنان نيز و از قبيل وجود ظلم طغيان و جور واستبداد و ضلالت وانحراف و. . . نيست كما اينكه تراوش افكار عميق پيامبران و يا تألم آنان بر وضعيت اسفبار حاكم بر جامعه نيز نميباشد. هيچكدام از اين عوامل مصدر ومنشأ دعوت آنان به حساب نمي آيند بلكه يگانه عامل وباعث آن وحي وتكليف الهی است وبس و وتمامي آنچه كه آنها آوردهاند ريشه در وحي دارد به همين خاطر است كه همگي خطاب به اقوام خود گفته اند: (إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ [الأنعام: 50]«پيروي وتبعيت نمي كنم جز از آنچه به سوي من وحي شده است»

بنابراين آنها سهمي (جز تبليغ) در وحي الله ندارند. پيامبران به هيچ عنوان تسليم عوامل نفسي ودروني و يا حوادث موقت وخارجي و نميشوند ورسالت خويش را با اوضاع واحوال وخواست جوامع تطبيق نميدهند. الله متعال در رابطه با رسول بزرگوار حضرت محمد ع ميفرمايد: ( وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى 3 إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ) [النجم:3 - 4]

«و از روي هوا وهوس سخن نميگويد * آن (چیزی نیست) جز وحي وپيامي كه وحي والقا ميگردد».

پس پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم به هيچ عنوان نميتواند كمترين تبديل وتحريف وتعديلي در رسالت واحكام الله بوجود آورد. با دقت در سيره انبياء و فرق نبوت وپادشاهي به وضوح روشن ميگردد چون انبياء حاضر به معامله باكوچكترين چيز از امور دعوت خود نميباشند هر چند بهايي كه در مقابل آن ميپردازند بس فراوان باشد و اما دعوت رهبران ومصلحين سياسي واجتماعي هرگز چنين نيست... زماني كه مشركين قريش سخاوتمندانه به پيغمبر پيشنهاد دادند كه ملك وثروت فراواني به او بدهند يا زيباترين وشريفترين زنان را به عقد ازدواج ونكاح او درآورند وپادشاهي ورهبري شبه جزيره را به او واگذار كنند اما در مقابل از دعوت دست بردارد واز ذم خدايان وتمسخر بتان خودداري كند و جواب وموضع رسول الله صلی الله وعلیه وسلم در مقابل پيشنهاد آنان چه بود؟ اين سخن جاودانه ومشهوري را بر زبان راند كه تا ابد در گذر زمان تكرار خواهد شد. «والله لو وضعوا الشمس في يميني و والقمر في يساري و على أن أترك هذا الأمر حتى يظهره الله أو أهلك فيه ما تركته». «قسم به الله اگر خورشيد را در دست راست وماه را در دست چپم قرار دهند در مقابل اينكه از اين دعوت صرف نظر كنم آنرا تا زماني كه الله آن را ظاهر مينمايد وعزت ميبخشد يا در راه آن شهيد ميشوم آن را رها نخواهم كرد.» کتب سیرت.

الحَمْدُ لِلهِِ رَبِّ العَالمِينْ و وَالصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ عَلىَ نَبِينّا مُحَمّدٍ و وَعَلى آلِهِ وَأصْحَابهِ وَمَنْ دَعَا بِدَعْوَتِهِ إلىَ يَوْمِ الدِّيْن.

أمّا بعد:

برادران وخواهران گرامی! در خطبه قبل یکی از ویژگی های دعوت پیامبران را ذکر نمودیم ودر این خطبه به ادامه آن می پردازیم و دومین ویژگی دیگر در دعوت پيغمبران اين است كه: آنها مزد واجري در مقابل دعوت از هيچ احدي مطالبه نمي كنند: ( يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ 51 ) [هود: 51]

«اي قوم من! در برابر آن (دعوت به توحيد) و از شما پاداشي درخواست نميكنم من پاداش را تنها از كسي ميطلبم كه مرا آفريده است. آيا نميفهميد؟»

و اين خاتم پيغمبران محمد پسر عبدالله صلی الله وعلیه وسلم است كه آشكارا بانگ برميآورد وبي پرده حقيقت را به مردم اعلام ميكند وميگويد: ( قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا 57 ) [الفرقان: 57]

«بگو: من در برابر ابلاغ اين آيين هيچگونه پاداشي از شما مطالبه نميكنم. تنها پاداش من اين است كه كسي (اگر خواست) راه به سوي پروردگارش در پيش گيرد.»

سومين امتياز فراخواني انبياء اخلاص دين براي الله وتنها او را به عبادت اختصاص دادن است... واين هدف بزرگ وبلندي است كه تمامي انبياء در هر عصر وزمان ومحيط ومكان بدان دعوت كردهاند و هدف آنها جز توجيه وراهنمايي وآشنايي مخلوق ضعيف وناتوان با خالق توانا وقادر چيزي نبوده است. آنها به مصداق آيه كريه قرآن خواستهاند بندگان را از عبادت بندگان به سوي عبادت معبود وخالقشان راهنما وهادي باشند. ( وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ 5 ) [البينة: 5]

«در حالي كه جز اين بديشان دستور داده نشده است كه مخلصانه وحقگرايانه الله را بپرستند وتنها شريعت او را آئين بدانند ونماز را چنانكه بايد بخوانند و وزكات را بپردازند. آئين راستين وارزشمند اين است وبس.»

الله متعال تمامي انبياء را مأمور تبليغ دعوت توحید نموده است و دعوتی مبارك و دعوت به یکتاپرستی واخلاص در عبادت و دعوت به نيت وعمل و در این مورد الله متعال می فرماید: ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ 25 ) [الأنبياء: 25]

«ما پيش از تو هيچ پيغمبري را نفرستادهايم و مگر اينكه به او وحي كردهايم كه: معبودي جز من نيست و پس فقط مرا پرستش كنيد».

ويژگي چهارم دعوت انبياء بساطت وسادگي آن ونبودن تعقيد وتكلف در آن است. اين امتياز در دعوت تمامي انبياء به وضوح مشاهده ميشود و آنها همگام با فطرت حركت ميكنند وبه اندازهي عقلانيت مردم و آنها را مورد خطاب قرار ميدهند ودر دعوت خود به هيچ گونه تكلف باور ندارند چنانچه بعضي از رهبران سياسي ومصلحين عمل مينمايند و آنها امور را بر مردم سخت وپيچيده نميگيرند طوري با مردم سخن نميگويند كه سخن آنها را نفهمند... (ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ 125 ) [النحل: 125]

«مردمان را با سخنان استوار وبجا واندرزهاي نيكو وزيبا به راه پروردگارت فراخوان و وبا ايشان به شيوه هر چه نيكوتر وبهتر گفتگو كن؛ چرا كه بيگمان پروردگارت آگاه تر به حال كساني است كه از راه او منحرف وگمراه ميشوند ويا اينكه رهنمود وراهياب ميگردند.»

براي پيروزي وموفقيت دعوت لازم است راه انبياء را در پيش گرفت ودور از اساليب وروشهاي تصنعي عمل كرد ودر دعوت وگفتگو با مردم راه تكلف را در پيش نگرفت و وبا منطق وبرهان عقلي كه كوچك وبزرگ وعالم وجاهل آنرا ميفهمند ودرك ميكنند با ايشان صحبت كرد.

پنجمين امتياز دعوت پيغمبران وضوح وروشني هدف وغايتي است كه مردم را بسوي آن فرا ميخوانند آنها مردم را به هدفی واضح و فكري روشن ودور از اغماض دعوت ميكنند در فرمودهي الله خطاب به حضرت محمد صلی الله وعلیه وسلم دقت كنيد: ( قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ 108 ) [يوسف: 108]

«بگو: اين است راه من مردم را بر بصيرت وروشنايي به سوي الله فرا ميخوانم و من وپيروانم وپاكي براي الله است ومن از شريك قراردهندگان نيستم.»

و اين چنين مي بينيم كه پيغمبران بزرگوار مردم را تنها بسوي رسالت الهی دعوت كرده اند داراي هدفي واحد ومقصدي ارزنده بوده و ودر دعوت خود راه حيله را در پيش نگرفته اند كه در خفا هدفي ديگري تعقيب كرده باشند و چنانكه اين عمل خصلت بعضي از رهبران است كه از حقيقت نيات خود آشكارا پرده بر نميدارند.

ششمين امتياز دعوت انبياء زهد در دنيا وايثار آخرت بر زندگي دنيايي است. اين امتياز ملازم دعوت انبياء مي باشد وبه هيچ عنوان از آن جدا نمي شود زيرا هدف آنان طلب لذت وبهره مندي از لذايذ دنيا وزخرفات زندگي نمي باشد.

امتياز هفتم دعوت پيغمبران و تأكيد بر عقيده وباور توحيدي وتاکید بر مسئله ايمان به غيب بود. اين امتياز به وضوح در دعوت تمامي انبياء و بدون استثناء ديده ميشود و در رابطه با حضرت نوح علیه السلام ميفرمايد: ( لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ) [الأعراف: 59]

«ما نوح را به سوي قوم خود فرستاديم او بديشان ای قوم من! (تنها) الله یگانه را پرستش کنید و که معبودی جز او برای شما نیست»

و در رابطه با حضرت هودعلیه السلام ميفرمايد: ( وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ 65 ) [الأعراف: 65]

«و به سوى عاد و برادرشان هود را [فرستاديم]؛ گفت: «اى قوم من و الله را بپرستيد كه براى شما معبودى جز او نيست.»

و در رابطه با صالح مي گويد: ( وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ) [الأعراف: 73]

«و به سوى [قوم] ثمود و صالح و برادرشان را [فرستاديم]؛ گفت: «اى قوم من و الله را بپرستيد و براى شما معبودى جز او نيست»

قرآن اين چنين از تمامي انبياء با ما سخن ميگويد وروشن مينمايد كه همگي و مردم را به سوي توحيد دعوت كردهاند. بدين گونه معركه وجنگ بين انبياء واقوامشان بر سر رسالت حق ودعوت توحيدي شدت واوج ميگرفت تا سرانجام به نابودي مشركين وغلبه رسولان ميانجاميد. الله متعال ميفرمايد: ( وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ 171 إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ 172 وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ 173) [الصافات:171 - 173]

«و به راستی وعدهی ما دربارهی آن دسته از بندگان که رسالت یافتهاند و از پیش ثابت ومحقق گشته است که بیگمان آنان یاری میشوند.»

عباد الله! صلوا وسلموا على من أمرتم بالصلاة والسلام عليه في قوله سبحانه: ) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 56 ) [الأحزاب: 56]

و اللهم فصلِّ وسلِّم على عبدك ورسولك محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين و والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين.

اللهم ارضَ عن الصحابة الأخيار و وآل البيت الأبرار و اللهم إنا نشهدك حب نبيك و وأهل بيت نبيك و وأصحاب نبيك و ومن سار على نهج نبيك صلى الله عليه وآله وسلم.

اللهم وفقنا لِمَا تحب وترضى و اللهم انصر الإسلام والمسلمين و ودمر أعداءك أعداء الدين.

اللهم اغفر لنا ولآبائنا وأمهاتنا وجميع المسلمين الأحياء منهم والميتين و برحمتك يا أرحم الراحمين و اللهم آتِ نفوسنا تقوها وزكها أنت خير من زكاها و أنت وليها ومولاها و ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار.

عباد الله! إن الله يأمر بالعدل والإحسان وإيتاء ذي القربى و وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي و يعظكم لعلكم تذكرون.