طلب علم وعمل به آن

شرح

علم نور وهدايت است وناداني تاريکي وگمراهي است. علم همراه با ايمان مايه سربلندي در دنيا و آخرت است، و عمل به علم ثمره علم مي باشد، و هدف از کسب علم. پس بر طالبان علم لازم است که به آنچه مي آموزند عمل کنند وگرنه علم آنان وبال شان خواهد بود و مايه حسرتشان. عالمي که به علمش عمل نمي کند همانند شمعي است که براي ديگران نور افشاني مي کند و خودش مي سوزد.

الحمد لله منزل الكتاب و هدى وذكرى لأولي الألباب و والصلاة والسلام على نبينا محمد المفضل على البشر بجوامع الخطاب و وعلى آله المطهرين والأصحاب.

وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و وأشهد أن محمداً عبده ورسوله شهادة تنجي صاحبها يوم الحساب.

( يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا 1 ) [النساء: 1]

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ 102 ) [آل عمران: 102]

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا70 يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا 71 ) [الأحزاب:70 - 71]

أما بعد:

برادران وخواهران عزيز! الله متعال مى فرمايد:

( هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ 9 ) [الزمر: 9]

«بگو: آيا كساني كه ميدانند با كساني كه نميدانند و برابرند؟ فقط خردمندانند كه پند ميگيرند » مراد: علما وجهالاند. پس همان گونه كه عالمان وجاهلان برابر نيستند همچنين عابدان وعاصيان برابر نيستند. آيه كريمه دلالت ميكند بر اينكه كمال انسان در اين دو مقصود محصور است: علم وعمل. «فقط خردمندانند كه پند ميگيرند»

يعني: فرق ميان علما وجهال را فقط عاقلان ميدانند وبس.

و الله متعال می فرماید:

( إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ 28 ) [فاطر: 28]«جز اين نيست كه از بندگان الله فقط عالمانند كه از او ميترسند بيگمان الله غالب آمرزنده است» يعني: از الله سبحان فقط دانشوران ودانايان بهوجود و اوصاف بزرگ وافعال زيباي وياند كه غايبانه ميترسند وهر كس از الله نترسد و او در واقع عالم ودانشور نيست پس هر كس به الله عزوجل داناتر باشد و از وي ترسانتر است چنانكه در حديث شريف آمده است كه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند: «من ترسانترين شما از الله وپرهيزكارترين شما براي اوهستم». «بيگمان الله غالب آمرزنده است» پس نافرمانان را سركوب واهل طاعت را شامل مغفرت خويش قرارميدهد.

مراد از علم در اين آيه كريمه: علوم شرعی وتجربي وعلوم كوني که مظاهر قدرت الله است ومراد از علما نيز و علماي دانا به شریعت الله وعلوم طبيعي وزيستي ورازهاي كايناتاند. زيرا ترس وپرواي كسي كه اين علوم واسرار ومعارف را در حاليكه مؤمن است بداند و بزرگتر از ترس ديگران از الله است بدين جهت و ما در عصر حاضر كه عصر انكشاف علوم ومعارف طبيعي است و دانشمندان بسياري را كه در عرصه اين علوم تبحر دارند و مشاهده ميكنيم كه بهسوي دين الله روي آوردهاند.

ابنعباس - رضي الله عنه - مي فرمایيد: «عالم به الله رحمان كسي است كه چيزي را با او شريك نياورده و حلال او را حلال وحرام او را حرام بشناسد و سفارشهاي وي را رعايت كند ويقين داشته باشد كه با پروردگار خود ديدار خواهد كرد ودر قبال عمل خويش مورد محاسبه قرار خواهد گرفت». حسن بصري رحمه الله فرموده است: «عالم كسي است كه از پروردگار رحمان غايبانه بترسد وبه اموري راغب ومايل باشد كه الله متعال در آن رغبت دارد واز اموري كه الله سبحان از آنها ناراضي است و اعراض كند. آنگاه اين آيه را تلاوت كرد».

سعيدبن جبير - رضي الله عنه - مي فرمايد: «ترس از الله عبارت است از آن چيزي كه ميان تو ونافرماني وي حايل گردد».

امام مالك رحمه الله مي فرمايد: «علم و به بسياري روايت نيست بلكه علم نوري است كه الله متعال آن را در قلب قرار ميدهد».

سفيان ثوري رحمه الله مي فرمايد: «نيكان ميگفتند: علما سه دستهاند؛ عالمي است به الله كه به امر وي داناست و عالمي است به الله كه به امر وي دانا نيست وعالمي است به امر الله كه به خود الله دانا نيست اما عالم به الله وبه امر وي و كسي است كه از الله عزوجل ميترسد وحدود وفرايض وي را ميداند. وعالم به الله كه به امر وي دانا نيست و عالمي است كه از الله عزوجل ميترسد ولي حدود وفرايض وي را نميداند. وعالم به امر الله كه به خود الله دانا نيست و كسي است كه حدود وفرايض را ميداند اما از الله عزوجل نميترسد».

ومى فرمايد ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ ) [النساء: 59]

«اي مؤمنان! الله را اطاعت كنيد» با اطاعت از كتاب وي «و پيامبر را اطاعت كنيد» با اطاعت از شخص وي در حياتشو اطاعت از سنت وي بعد از وفاتش «اطاعت كنيد «اولي الامر را از جنسخويش» يعني: اوليالامر مسلمان را و(اوليالامر) عبارت اند از: سلاطين وعلماء وقضات وكليه كساني كه داراي ولايت شرعي ميباشند نه ولايت طاغوتي. البته مراد آيه؛ اطاعت آنان در اوامر ونواهي ايشان تا آنگاه است كهاين اوامر ونواهي متضمن معصيت الهي نباشد زيرا براي هيچ مخلوقي در معصيتالله اطاعتي نيست و چنانكه اين حكم در احاديث بسياري از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نيز ثابت شده است. بعضي گفتهاند: اوليالامر؛ اهل قرآن وفقاهت اند و يعني: آنان كه به حق امر ميكنند وبه حق فتوي ميدهند درحالي كه به آن علم دارند.

ابنكثير رحمه الله مي فرمايد: «روشن است كه معناي اوليالامر در آيهكريمه عام است وعلما وامرا هر دو را شامل ميشود والله اعلم».

( يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ 11 ) [المجادلة: 11]

«الله كساني از شما را كه ايمان آوردهاند وكساني را كه علم داده شدهاند به درجاتي رفعت ميدهد» يعني: الله كساني از شما را كه ايمان وعلم داده شدهاند به درجات عالياي از كرامت در دنيا وپاداش آخرت رفعت ميدهد؛ با فراهم كردن بهره ايشان در اين دو سرا واز جمله اين درجات ومراتب و بالا نشاندن وي در مجالس است.

امام احمد ومسلم روايت كردهاند كه نافعبنعبدالحارث كه والي عمر - رضي الله عنه - در مكه بود و با عمر - رضي الله عنه - در عسفان ملاقات كرد. عمر - رضي الله عنه - به وي فرمود: چه كسي را بر اهل وادي جانشين خويش كردهاي؟ او پاسخ داد: ابن ابزي را كه مردي از بزرگان آزاده شده ما است. عمر - رضي الله عنه - فرمود: آيا برده آزاد شدهاي را بر ايشان جانشين كردهاي؟ نافع پاسخ داد: اي اميرالمؤمنين! آخر او قاري كتاب الله است و عالم به فرايض است و قاضي است! عمر - رضي الله عنه - فرمود: آري! راست گفتي! اين پيامبر شما صلی الله علیه وآله وسلم بود كه در اين حديث شريف فرمود: «إِنَّ اللهَ يَرْفَعُ بِهَذَا الْكِتَابِ أَقْوَامًا و وَيَضَعُ بِهِ آخَرِينَ» . (مسلم)

«بيگمان الله قومي را به وسيله اين كتاب رفعت ميدهد وديگراني را پست ميگرداند».

همچنين در حديث شريف به روايت عثمان - رضي الله عنه - آمده است كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «يَشْفَعُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَلَاثَةٌ: الْأَنْبِيَاءُ و ثُمَّ الْعُلَمَاءُ و ثُمَّ الشُّهَدَاءُ» (ابن ماجه)

«در روز قيامت سه گروه شفاعت ميكنند: انبيا و سپس علما و سپس شهداء».

از ابنعباس رضی الله عنه روايت شده است كه فرمود: «سليمان  در ميان علم ومال وملك مخير ساخته شد؛ پس علم را اختيار كرد وبه سبب علم؛ مال وملك هم به وي داده شد».

ومى فرمايد:

( شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 18 ) [آل عمران: 18]

«گواهي داد الله» يعني: بيان كرد واعلام داشت وآگاهي داد؛ با آيات تكويني وتشريعي وحجتهاي روشن خود «كه جز او هيچ معبودي نيست» پس حق تعالي با آنچه كه بيان كرده وآنچه كه آفريده و ما را بهسوي وحدانيت خويش واين كه فقط او معبود بر حق است و راهنمايي كرده است «و فرشتگان» نيز گواهيميدهند و كه گواهي آنها و اقرار به وحدانيت الله  است «و صاحبان دانش» نيزگواهي ميدهند.

گواهي آنان به معني ايمانشان به وحدانيت الله وبيان اين حقيقت به مردم با زبان است. ودر اين كه الله نام علما را با نام خود ونام فرشتگان خويش مقرون ساخته و فضيلتي بزرگ وفخر وشرفي سترگ براي اهلعلم است.

از زبيربن عوام - رضي الله عنه - روايت شده است كه فرمود: از رسول الله صلي الله عليه وسلم در عرفه شنيدم كه اين آيه كريمه را تلاوت كردند و سپس در اين حديث شريف فرمودند: «اي پروردگارم! من نيز بر اين حقيقت از گواهان هستم». «همواره به عدل قيامدارد» يعني: الله در تمام امور به عدل قيام دارد و يا همواره برپادارنده عدل وداد است «جز او كه توانا وحكيم است و هيچ معبودي نيست»

أقول قولي هذا و وأستغفر الله لي ولكم و فاستغفروه إنه هو الغفور الرحيم.

الحَمْدُ لِلهِِ رَبِّ العَالمِينْ و وَالصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ عَلىَ نَبِينّا مُحَمّدٍ و وَعَلى آلِهِ وَأصْحَابهِ وَمَنْ دَعَا بِدَعْوَتِهِ إلىَ يَوْمِ الدِّيْن.

أمّا بعد:

برادران وخواهران مسلمان!

بخارى ومسلم از معاويه رضى الله عنه روايت مى كنند كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند:

«مَنْ يُرِدِ اللهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهُّ فِي الدِّينِ»

«كسيكه الله براى او خيرى بخواهد و در دين دانايش مى كند».

ابن منير رحمه الله همچنانكه ابن حجر رحمه الله از او نقل مى كند مى فرمايد " كسيكه الله در دين دانايش نكند برايش خيرى نخواسته است"

ابو درداء رضی الله عنه از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم روايت مى كند كه فرمودند:

«فَضْلَ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ و كَفَضْلِ الْقَمَرِ لَيْلَة الْبَدْرِ عَلَى سَائِرِ الْكَوَاكِبِ و وَإِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ و وَإِنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَارًا و وَلَا دِرْهَمًا وَرَّثُوا الْعِلْمَ و فَمَنْ أَخَذَهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ»

«برترى عالم نسبت به عابد همانند برترى ماه شب چهارده بر ساير ستارگان است و علما وارث پيامبرانند وپيامبران دينار ودرهمى را از خود به ارث نگذاشته اند و تنها چيزى كه از خود به ارث گذاشته اند علم است و پس كسيكه آن را بچنگ آورد بهره فراوان برده است".

واز جمله عقائد اهل سنت وجماعت همچنانكه شيخ عبدالرحمن بن سعدى رحمت الله عليه مى فرمايد: پرستش الله متعال بوسيله احترام علماست يعنى اهل سنت وجماعت با احترام وبزرگداشت علما به الله عزوجل تقرب مى جويند .

حسن بصری رحمه الله مى فرمايد: مى گفتند: مرگ عالم شكافى در اسلام بوجود مى آورد كه هر چه زمان بگذرد چيزى آن را پر نمى كند. اوزاعى رحمه الله مى فرمايد: از نظر ما و مردم در علما خلاصه مى شوند. سفيان ثورى رحمه الله مى فرمايد: بودن يک فقيه بر قله كوهى خود يک جمعيتيست.

رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده اند:

«مَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَطْلُبُ فِيهِ عِلْمًا سَلَكَ اللَّهُ بِهِ طَرِيقًا مِنْ طُرُقِ الْجَنَّةِ و وَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا رِضًا لِطَالِبِ الْعِلْمِ و وَإِنَّ الْعَالِمَ لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ و وَمَنْ فِي الْأَرْضِ و وَالْحِيتَانُ فِي جَوْفِ الْمَاءِ و وَإِنَّ فَضْلَ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ و كَفَضْلِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ عَلَى سَائِرِ الْكَوَاكِبِ» (سنن ابی داود)

«آنکه در راهي رود که در آن طلب علم کند و الله برايش راهي را بسوي بهشت آسان مي کند. وهمانا فرشتگان بواسطه ي رضايتي که از کارش دارند و بالهاي خود را براي طالب علم مي گسترانند وهمۀ کساني که در زمين وآسمان اند و حتي ماهي ها در آب براي عالم آمرزش مي طلبند وفضيلت عالم بر عابد مانند فضيلت ماه شب چهارده بر ديگر ستاره هاست»

همچنين علي بن ابي طالب رضی الله عنه مي فرمايد: «يک عالم برتر است از روزه دار شب بيدار مجاهد و وبا مرگ يک عالم در اسلام شکافي افتد که جز با جانشيني از وي پر نمي گردد» و از غرور وخودپسندي نمي باشد و که الله جل جلاله در لوح محفوظ نگاشته است که: نابودي اين دنيا وويراني آن بسته به مرگ علماي ان است.

براي همين پيامبر الله صلى الله عليه وآله وسلم و چنانچه در صحيحين بيان شده است و مي فرمايد:

«إِنَّ اللَّهَ لاَ يَقْبِضُ العِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ العِبَادِ و وَلَكِنْ يَقْبِضُ العِلْمَ بِقَبْضِ العُلَمَاءِ و حَتَّى إِذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا اتَّخَذَ النَّاسُ رُءُوسًا جُهَّالًا و فَسُئِلُوا فَأَفْتَوْا بِغَيْرِ عِلْمٍ و فَضَلُّوا وَأَضَلُّوا» (بخاری)

«الله علم را از سينه ي بندگان خود محو نمي كند و بلكه با وفات علما آنرا از بين مي برد و ووقتي كه علما از بين رفتند و مردم و جاهلان را رهبر خود قرار مي دهند ومسائل خود را از آنها مي پرسند. رهبرانشان نيز از روي جهالت و فتوا مي دهند كه هم خود گمراه ميشوند وهم ديگران را به گمراهي مي كشند».

اين آيات واحادیث وسخنان ماندگار بيان كننده جايگاه بزرگ ودرجات بلنديست كه علما از آن برخوردارند و در نتيجه واجب است كه مردم با رعايت احترام و بزرگداشت و قدر دانى وحفظ حرمت علما منزلت آنها را پاس بدارند. الله متعال مى فرمايد:

( ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ) [الحج: 30]«هر کس حرمات الهى را بزرگ دارد و نزد پروردگارش برايش بهتر است»

ومى فرمايد: ( ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ 32 ) [الحج: 32]«هرکس شعائر الله را بزرگ دارد و اين کار نشانه پرهيزگاری دلهاست».

وشعيره همچنانكه علما گفته اند هر چيزيست كه الله متعال فضيلت آن را اعلام و وامر به احترام آن كرده است و وترديدى نيست كه علما به دلالت آيات ونصوص گذشته در درجه اول شامل آنچه را كه الله متعال فضيلت آن را اعلام و وامر به احترام آن كرده است مى شوند. پس ناسزا گفتن به علماء واذيت آنها كوتاهى در احترام شعائر الله است و وچه رساست سخن يكى از دانشمندان كه مى گويد:

"ريختن آبروى علماء انسان را برسر گودالى ازگودالهاى جهنم قرارمى دهد" از دلائلى كه گوياى خطرناك بودن آزار علماى امت است حديثي است كه بخارى آن را از ابو هريره رضى الله عنه روايت مى كند كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ»

«الله عزوجل در حديث قدسى مى فرمايد: كسيكه با يكى از اولياى من دشمنى ورزد با او وارد جنگ مى شوم».

برادران وخواهران گرامى: همه ما مى دانيم كه اگر سود خوار و دست از جرم بزرگ سودخوارى نكشد وتوبه نكند الله متعال با او وارد جنگ می شود و همه اين را درك كرده ايم و اما آيا اين را نيز مى دانيم كه هر كس اولياء الله را بيازارد با الله وارد جنگ شده است و چنانكه حديث سابق بيان كننده اين مسئله بود.

آيا زمانى كه خواستيم درمورد يكى از علما سخن برانيم اين هشدار شديد را بخاطر مى آوريم؟ خطيب بغدادى رحمه الله از ابى حنيفه وشافعى رحمت الله عليهما روايت مى كند كه فرمودند: " اگر فقهاء اولياءالله نباشند ديگر ولي اللهى وجود ندارد " شافعى مى فرمايد: "فقهاى درستكار" يعنى منظور ازفقهاء و علماى درستكارند .ابن عباس رضى الله عنهما مى فرمايد: " كسيكه فقيهى را بيازارد پيامبر الله صلی الله علیه وآله وسلم را آزرده است وكسيكه پيامبر الله را بيازارد الله عزوجل را آزرده است "

عباد الله! صلوا وسلموا على من أمرتم بالصلاة والسلام عليه في قوله سبحانه: ) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 56 ) [الأحزاب: 56]

و اللهم فصلِّ وسلِّم على عبدك ورسولك محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين و والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين.

اللهم ارضَ عن الصحابة الأخيار و وآل البيت الأبرار و اللهم إنا نشهدك حب نبيك و وأهل بيت نبيك و وأصحاب نبيك و ومن سار على نهج نبيك صلى الله عليه وآله وسلم.

اللهم وفقنا لِمَا تحب وترضى و اللهم انصر الإسلام والمسلمين و ودمر أعداءك أعداء الدين.

اللهم اغفر لنا ولآبائنا وأمهاتنا وجميع المسلمين الأحياء منهم والميتين و برحمتك يا أرحم الراحمين و اللهم آتِ نفوسنا تقوها وزكها أنت خير من زكاها و أنت وليها ومولاها و ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار.

عباد الله! إن الله يأمر بالعدل والإحسان وإيتاء ذي القربى و وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي و يعظكم لعلكم تذكرون.