فال بيني و سحر و خطرات ان

شرح

يکي از بارزترين انحرافات فکري واجتماعي در تاريخ بشر روي آوردن به سحر وساحري بوده است تاريخ نشان مي دهد که تمدنهاي کهن مصر وايران وغيره آلوده به اين بيماري بوده وجامعه بشري همواره با اين مشکل ومعضل پيچيده دست وپنجه نرم مي کرده است.

الحمد لله الذي جعل التوحيد أغلي ما في الأرض والسموات وأعز أهله بالجنة ورفع الدرجات وجعلنا من أهل التوحيد وعلي سفينة النجاة والصلاة والسلام علي أفضل الخلق صاحب الكمالات وعلي آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان ذوي الفضل والتقوا والدعوة والجهاد والبطولات..

وبعد:

برادران مسلمان! الله متعال در كلام مجيدش مي فرمايد: ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ 102 ) [آل عمران: 102]

«اى مؤمنان! چنانكه حق ترسيدن است از الله بترسيد ونميريد مگر در حاليكه مسلمان باشيد». پس خودم وشما را به تقوای الهی وترس حقیقی از الله متعال سفارش می کنم.

برادران مسلمان! الله ذوالجلال می فرماید:

( وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآَخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ 102) [البقرة: 102]

«و از آنچه شیاطین در(عهد) فرمانروایی سلیمان(بر مردم) می خواندند پیروی کردند و درحالیکه سلیمان (هرگز دست به سحر نیالود) وکافر نشد و ولیکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند. و(نیز) از آنچه بر دو فرشته «هاروت» و«ماروت» در بابل نازل شده بود (پیروی کردند). و(آن دو فرشته) به هیچ کس چیزی یاد نمی دادند و مگر اینکه (از پیش به او) می گفتند: «ما وسیله آزمایشیم و پس کافر نشو» پس از آن دو(فرشته) چیزهایی می آموختند که به وسیله آن و میان مرد وهمسرش جدایی بیفکنند و حال آنکه بدون اجازه الله متعال نمی توانند به وسیله آن به کسی زیانی برسانند. چیزی می آموختند که به آنان زیان می رسانید و وبه آنان سودی نمی داد.و قطعاً می دانستند که هر کس خریدار آن باشد و در آخرت بهره ای نخواهد داشت.و چه زشت است آنچه خود را به آن فروختند و اگر می دانستند».

و در جای دیگر می فرماید:

( إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى 69 ) [طه: 69]

«بی شک آنچه ساخته اند و تنها مکر ساحر است و وساحر هر جا رود رستگار (و موفق) نخواهد شد».

اعتقاد به توحید ویکتاپرستی و اساس اسلام ومهمترین اصل وپایه دین میباشد و بدون اصلاح عقیده هیچ عملی مورد قبول الله متعال قرار نمیگیرد و توحید مدار ایمان وکفر بوده و واصل رسالت الهی واولین دعوت انبیاء الهی است.

یکی از بارزترین انحرافات فکری واجتماعی در تاریخ بشر روی آوردن به سحر وساحری بوده است تاریخ نشان می دهد که تمدنهای کهن مصر وایران وغیره آلوده به این بیماری بوده وجامعه بشری همواره با این مشکل ومعضل پیچیده دست وپنجه نرم می کرده است.

تاریخ سحر وجادوگری ورمالی می گوید: ساحر واقعی کسی است که در سحر خود از شیطان یاری می‎جوید وکسی که با شیطان ارتباط قوی نداشته باشد ممکن نیست در سحر به درجه نبوغ برسد.

به قول علامه ابن القیم رحمه الله «هر چه ساحر کافرتر و پلیدتر ودشمنی وی با الله ورسول وبندگان مؤمن الله شدیدتر باشد و سحرش قوی‎تر ونافذتر است.»

پژوهشگران در تاریخ سحر وساحران به این نتیجه رسیده اند که برای ساحر شدن شرایط ذیل لازم وناگزیر است .

ساحر باید خود وتمام دارایی خویش را در حال حیات ومرگ به شیطان بفروشد.

دشمن تمام ادیان باشد ونسبت به آنها خشمگین بوده وآنها را مورد استهزا قرار دهد واز تمام کتاب‎های آسمانی تبری جوید ودر سوزاندن وپاره کردن وبه کارگیری آن در کارهای پست کوشا باشد.

در تمام این موارد لازم است که غیر الله را مورد تعظیم قرار داده وبه الله شرک بورزد وشیاطین و ستارگان و بتها ویا بشر را عبادت کند.

ساحر باید مظهر کثافت وپلیدی وپستی نفس باشد وپاکیزگی ونظافت را ترک کند تا آنجا که بدن ولباس ومسکن او بوی تعفن بدهد.

ساحر لازم است کارهای حرام را انجام دهد و وبه گناهانی که موجب خشم الله ورضایت شیطان است مبادرت کند.

آری برادران مسلمان! «اهل بدعت وگمراهان که از راههای غیرشرعی زهد وعبادت پیشه کرده‎اند وگاه مکاشفات وتاثیراتی هم دارند بیشتر به پناهگاههای شیاطین که از خواندن نماز در آنها نهی شده پناه می‎برند و ».

«ساحران نظافت نمی‎کنند ووضو نمی‎گیرند و همیشه همراه نجاست‎ها وهمنشین سگان است وبه حمام‎ها وزباله‎دانی‎ها ومقابر پناه می‎برد و پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم فرموده‎اند: «ملائکه به خانه‎ای که در آن شخص جنب ویا سگ وجود داشته باشد وارد نمی‎شوند».

همچنانکه می دانید: اولین مظهر وآشکار ترین هنر کاذب ساحران ادعای علم غیب است. وهمه می دانیم غیر از الله یگانه ویکتا کسی غیب نمی داند: الله متعال میفرماید:

( قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ) [النمل: 65]

«بگو: کسی در آسمانها وزمین غیب را نمیداند و مگر الله».

الله تبارک وتعالی در باره جنیان حضرت «سلیمان» علیه السلام چنین میفرماید: ( لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ 14 ) [سبأ: 14]

«اگر آنان (جنیها) علم غیب داشتند در آن عذاب دردناک باقی نمیماندند» .

الله متعال میفرماید: ( هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ 221 تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ 222 يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ 223 ) [الشعراء:221 - 223]

«آیا به شما خبر بدهم که شیاطین برچه کسانی فرود میآیند و بر هر دروغگوی گناهکاری فرود میآیند و استراق سمع میکنند در حالی که اکثرشان دروغگویند».

پس علم غیب مخصوص الله متعال است حتی خود حضرت رسول اکرم صلى الله عليه وآله وسلم علم به غیب نداشتند و الله متعال به ایشان می فرماید اعلان کن ( قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ 50 ) [الأنعام: 50]

«ای محمد! بگو: من به شما نمیگویم که گنجهای الله پیش من است؛ وغیب را نمیدانم و ونمیگویم که فرشته ام و وپیروی نمیکنم جز از وحی که بر من نازل میشود».

البته شیاطین با گوشدادن به سخنان فرشتگان استراق سمع میکنند و وآنچه که شنیده است در گوش کاهن القاء میکند وکاهن به همراه این خبر صحیح و صد دروغ میآورد و ومردم به سبب این خبر صحیحی که از آسمان گرفته او را تصدیق میکنند و وبه اخبار کذب وی توجهی نمیکنند!.

برادران مسلمان! هچنانکه ملاحظه می فرمایید چه بسیارند رمالها وحقهبازهایی که بساط فریب گسترده وبا نوشتن طلسم خطوط عجیب وغریب یا اشیاء جلوگیریکننده از جن وچشم بد ودفع بلا مردم را گمراه میکنند.

آویزانکردن طلسم وجادو ویا هرچیز دیگری از قبیل آنها با اعتقاد به این که از بلا جلوگیری مینماید ویا موجب خوشبختی میشود ویا دردی را از کسی دوا مینماید و مانند سحر حرام است .

در قرن بیست ویکم هنوز هستند کسانی که نعل اسب وخرمهره و گوش ماهی و صدف و ویا نخ سیاه وسفید بافتهشده وغیره را به منظور رفع بلا بر سر در منزل ویا بر گردن ودست نوزادان وکودکان خود آویزان مینمایند و سر گاو را در مزرعة خود نصب میکنند ومهرههایی آبیرنگ به منظور دفع چشم بد به گردن بچهها واموال خود آویزان مینمایند.

هنوز هم هستند کسانی که با استفاده از ناآگاهی مردم چیزهایی مینویسند وجدولهایی میکشند وطلسمهایی در آنها رسم ومنقوش میکنند مدعی اند کسی که این طلسم را بر خود آویزان نماید یا همراه داشته باشد و از شر جن و شیاطین و چشم بد وغیره مصون (در امان) خواهد بود .

اما اسلام برای دفاع وحمایت از مردم تمام این اسباب فریب وگمراهی را و حرام قرار داده است.

از حضرت ابوهریره - رضي الله عنه - روایت شده که پیامبر فرمودند: «مَنْ أَتَى كَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُول فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ﷺ ».

«هرکس که پیش کاهنی برود وآنچه را کاهن میگوید تصدیق کند و همانا برآنچه بر محمد صلی الله عیه وسلم نازل شده کافر گردیده است» .

در جای دیگری می فرمایند: «مَنْ أَتَى عَرَّافاً فَسَأَلَهُ عنْ شَيْءٍ فَصَدَّقَهُ و لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاَةٌ أرْبَعِينَ يَوماً» (روایت مسلم).

«کسی که نزد فالگیری برود (کاهن – رمال) وچیزی از او بپرسد وجواب او را تصدیق وباور نماید و چهل روز نمازش قبول نمیشود» .

از عقبه ابن عامر رضی الله عنه روایت شده که پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم از بیعتکردن با شخصی که نوشته یا طلسمی به بازو داشت خودداری نمودند وفرمودند: «مَنْ عَلَّقَ فَقَدْ أَشْرَكَ» . «کسی طلسم ببندد شریک برای الله قائل شده است».

در جای دیگری فرمودند: «مَنْ عَلَّقَ شَيْئًا وُكِلَ إِلَيْهِ» . «کسی که برای دفع بلا چیزی بر خود ببندد و به همان چیز سپرده میشود. یعنی الله به او وسرنوشت او کاری ندارد».

روایت شده است که همسر عبدالله بن مسعود - رضي الله عنه - نخی بر گردن آویزان کرده بود و وچون عبدالله وارد منزل شد و آن را دید وقطعه قطعه کرد و گفت: آل عبدالله از این که شرک بکنند و بینیازند وبعد از آن گفت: سمعت رسول الله صلي الله عليه وسلم يقول: «إن الرُّقَى والتَّمائِم والتِّوَلة شرْك» . «همانا افسونکردن وتعویذبستن وطلسم آویزانکردن شرک است». سپس به همسرش فرمود: آنچه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده اند کافی است حضرت صلي الله عليه وسلم می فرمودند: «اللهُمَّ رَبَّ النّاس ِ و مُذْهِبَ البَاسِ و اشْفِ أَنتَ الشّافي و لا شَافِيَ إلا َّ أَنتَ شِفاءً لا يُغادِرُ سَقمًا» . «ای پروردگار عالم و ناراحتی را از بین ببر و شفا ده که تنها شفادهنده تویی و هیچ شفایی نیست جز شفای تو و شفایی ده که هیچ ناراحتی بعد از آن باقی نماند». ورسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده اند: «لَا بَأْسَ بِالرُّقَى مَا لَمْ تَكُنْ شِرْكًا». یعنی «در دمکردن باکی نیست به شرطی که در آن کلمات شرکی نباشد».

از حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها روایت شده است که چون کسی از آل بیت رسول الله صلي الله عليه وسلم مریض میشد به معوذات او را دم میکرد ودر مرضی که در آن فوت کردند و پس من او را دم میکردم وبه دست خودش جسدش (اندامش) را مسح مینمودم و زیرا دست ایشان از دست من بابرکتتر بود .

رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده اند: چون کسی از شما مبتلا بدرد شود و پس در جای درد دست خود را بگذارید سپس هفت بار بگوید: «أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ» .

بنابراین و معوذتین وآیه الکرسی وآیاتی که متعلق به حضرت موسی علیه السلام وساحران فرعون میباشند وهمچنان دو آیه در آخر سورة بقره بهترین علاج برای دفع سحر وغیره میباشند و وآیههای قرآنکریم برای مؤمن متوکل بر الله علاج وشفاء میباشند .

بارك الله لي ولكم في القرآن العظيم ونفعني وإياكم بما فيه من الآيات والذكر الحكيم ونفعنا بهدي سيد المرسلين وقوله القويم أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلين والحمد لله رب العالمين.

الحمد لله حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه و كما يحب ربنا ويرضى و وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و وأشهد أن محمدا عبده ورسوله و وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.

الله متعال فرموده است: ( وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ) [الإسراء: 82]

«و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفابخش ورحمت است نازل میکنیم» .

اگر دعایی که نوشته میشود به زبان عربی ومفهوم آن آشکار وروشن باشد شامل دعاهای منتخب از نبی اکرم صلي الله عليه وسلم یا هرآنچه در سنت صحیح در ارتباط با اهمیت قرائت آیات قرآنی وتعدادی از سورههای مانند معوذتین باشد و از نظر بعضی از فقها اشکالی ندارد.

«رقی» از نظر ایشان همین حکم را دارد. رُقَی عبارت از قرائت سورة فاتحه یا معوذتین بر مریض یا فرد گزیدهشده با چیزی یا دیوانه است همراه مالیدن دست ودمیدن بر او.

امام نووی و«حافظ بن حجر» بر مشروعیت «رقی» با شرایط ذیل اتفاق نظر دارند:

1- کلام نوشتهشده باید حاوی کلام الله تعالی یا اسماء وصفات او تعالی باشد.

2- به زبان عربی باشد و یا به شیوهایی که فهم معنای آن وتمایز آن ممکن باشد.

3- این اعتقاد وجود داشته باشد که رقیه ذاتا مؤثر نیست و بلکه شفا به وسیلة الله سبحان است.

از جمله دعاهای حفظ ومراقبت که نبی اکرم صلي الله عليه وسلم به ما یاد داده است در ارتباط با کودکان است که در روایت بخاری از ابن عباس رضی الله عنهما آمده است که رسول الله صلي الله عليه وسلم دعای حفظ ومراقبت را به «حسن وحسین» میخواند و ومیفرمود: «اعيذكما بكلمات الله التامة و من كل شيطان وهامة و ومن كل عين لامة «.

« شما را به الله میسپارم به وسیلة کلام کامل وتام او از شر هر شیطان وحشره گزنده وهر چشم بد .

از این رو صحابه وتابعین به شدت منکر این تعویذات وطلسمها بودند و تا آنجا که خدیجه مردی را دید که ریسمانی از این نوع بر گردن خود آویخته بود و این آیه را قرائت کرد: ( وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ 106 ) [يوسف: 106]

«و بیشترشان به الله ایمان نمیآورند جز این که با او چیزی را شریک میگیرند».

و از سعید بن جبیر رضی الله عنه روایت شده که پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «مَنْ قَطَعَ تَمِيمَةً مِنْ الْإِنْسَانِ كَانَ كَعِدْلِ رَقَبَةٍ». «هرکس خرمهرهای را از گردن فردی جدا کند و گویا یک بنده را آزاد کرده است».

بنابراین و صحیح آن است که طلسمها به طور کلی ممنوع باشند و چنانکه پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم در مقام نفرین به دارندگان طلسمها میفرماید: «مَنْ عَلَّقَ تَمِيمَةً فَلاَ أَتَمَّ اللَّهُ لَهُ وَمَنْ عَلَّقَ وَدَعَةً فَلاَ وَدَعَ اللَّهُ لَهُ» . «کسی که طلسم یا بازوبندی به خود بیاویزد و الله کار او را تمام نکند و وهرکه خرمهره یا نظرقربانی جهت رفع چشم زخم به گردن آویزد و به مقصود خود نرسد».

چنانچه کسی به بیماری ویا ناراحتی دیگر دچار گردید چارهای جز بردن ایشان نزد پزشک وجود ندارد و زیرا پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم که درود الله متعال بر او باد میفرماید: «تَدَاوَوْا عِبَادَ اللَّهِ و فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يَضَعْ دَاءً إِلا وَضَعَ لَهُ دَوَاءً» . «بندگان الله امراض خود را مداوا کنید و زیرا الله مرضی پدید نیاورده و جز آن که دوایی برای آن قرار داده است».

بنا به نقل صحیح بخاری: پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم میفرماید: «إنما الشفاء في ثلاثة: مشربة عسل أو شرطة محجم أوكى بنار» . «شفای بیمار در سه چیز است:

1- خوردن عسل.

2- نیشترزدن وحجامت .

3- داغکردن وسوزاندن محل درد».

این نوع مداوا شامل معالجاتی میگردد که در عصر ما از طریق خوردن دارو یا عمل جراحی ویا سوزاندن به وسیله برق و... انجام میشود. بنابراین و پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم شفای بیماران را در تمائم وقرائت افسون و اوراد نامشروع وامثال آن قرار نداده است و بلکه درمان ومعالجه را از همان راه طبیعی علوم پزشکی مقرر فرموده اند که یا از طریق دهان با خوردن دارو وامثال آن ویا تزریق دارو وبه وسیلة آمپول به سایر قسمتهای بدن است. نیشترزدن وحجامت نیز امروزه شامل انواع عمل جراحی میگردد و وهمچنین سوزاندن وداغکردن امروزه به معنای زیر برق گذاشتن وامثال آن میباشد.

اینها همه درمانهایی است که اسلام بدان قائل است و وپیامبر صلى الله عليه وآله وسلم بدان دستور داده ودر مداوای خود نیز از آنها استفاده کرده است. چنانچه آن حضرت در مواردی به حجامت پرداخته وبه پزشک مراجعه نموده و واصحاب وامتش را به معالجه ومداوا دستور فرموده است. پس شایسته است که ما نیز تابع سنت پیامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم باشیم و پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم چنین میفرماید: «لِكُلّ دَاءٍ دَوَاءٌ». «هر دردی و درمانی دارد» .

) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 56 ) [الأحزاب: 56]

«اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صليت على إبراهيم وعلى آل إبراهيم إنك حميد مجيد . اللهم بارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهيم وعلى آل إبراهيم إنك حميد مجيد «. اللهم صل على محمد وأزواجه وذريته كما صليت على آل إبراهيم وبارك على محمد وأزواجه وذريته كما باركت على آل إبراهيم إنك حميد مجيد .»

عباد الله! إن الله يأمر بالعدل والإحسان وإيتاء ذي القربى و وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي و يعظكم لعلكم تذكرون.